|
ای كه می پرسی نشان عشق چیست ؟ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست !!! عشق یعنی مهر بی چون و چرا عشق یعنی كوشش بی ادعا عشق یعنی مهر بی اما اگر عشق یعنی رفتن با پای سر عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست عشق یعنی جان من قربان اوست عشق یعنی خواندن از چشمان او حرف های دل بدون گفتگو عشق یعنی عاشق بی زحمتی عشق یعنی بوسه بی شهوتی عشق یار مهربان زندگی بادبان و نردبان زندگی عشق یعنی دشت گلكاری شده در كویری چشمه ای جاری شده یك شقایق در میان دشت خار باور امكان با یك گل بهار در خزانی برگ ریز و زرد و سخت عشق تاب آخرین برگ درخت عشق یعنی روح را آراستن بی شمار افتادن و برخواستن عشق یعنی زشتی زیبا شده عشق یعنی گنگی گویا شده عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی یك نگاه آشنا دیدن افتادگان زیر پا عشق آزادی رهایی ایمنی عشق زیبایی زلالی روشنی عشق یعنی تنگ بی ماهی شده عشق یعنی ماهی راهی شده عشق یعنی آهویی آرام و رام عشق صیادی بدون تیر و دام عشق یعنی برگ روی ساقه ها عشق یعنی گل به روی شاخه ها عشق یعنی از بدی ها اجتناب بردن پروانه از لای كتاب در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی كاهش رنج بشر عشق آزادی رهایی ایمنی عشق زیبایی زلالی روشنی ای توانا ناتوان عشق باش پهلوانا پهلوان عشق باش ای دلاور دل بدست آورده باش در دل آزرده منزل كرده باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را بر تشنه تر عشق یعنی ساقی كوثر شدن بی پر و بی پیكر و بی سر شدن عشق یعنی خدمت بی منتی عشق یعنی طاعت بی جنتی گاه بربی احترامی احترام بخشش و مردی به جای انتقام عشق را دیدی خودت را خاك كن سینه ات را در حضورش چاك كن عشق آمد خویشتن را گم كن عزیز قوت ات را قوت مردم كن عزیز عشق یعنی مشكلی آسان كنی دردی از درمانده ای درمان كنی عشق یعنی خویشتن را گم كنی عشق یعنی خویش را گندم كنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس در مقام بخشش از آئین مپرس هر كسی او را خدایش جان دهد آدمی باید كه او را نان دهد عشق آزادی رهایی ایمنی عشق زیبایی زلالی روشنی در تنور عاشقی سردی مكن در مقام عشق نامردی نكن لاف مردی میزنی مردانه باش در مسیر عاشقی افسانه باش دین نداری مردمی آزاده باش هر چه بالا میروی افتاده باش در پناه دین دكانداری مكن چون به خلوت میروی كاری مكن عشق یعنی ظاهر باطن نما باطنی آكنده از نور خدا عشق گوید مست شو گر عاقلی از شراب غیر انگوری ولی هر كه با عشق آشنا شد مست شد وارد یك راه بی بن بست شد كاش در جانم شراب عشق باد خانه جانم خراب عشق باد هر كجا عشق آید و ساكن شود هر چه ناممكن بود ممكن شود در جهان هر كار خوب و ماندنیست رد پای عشق در او دیدنیست « سالك » آری عشق رمزی در دل است شرح و وصف عشق كاری مشكل است عشق یعنی شور هستی در كلام عشق یعنی شعر مستی والسلام |
+ نوشته شده توسط مهران در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت
5:10 |
